محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

204

اكسير اعظم ( فارسى )

تمدد در معاليق ريه با سرفه شديده و علاجش قبل از انفجار به علاج ذات الريه نمايند و بعد از آن به علاج نفث المده و قروح ريه پردازند . و ايضا در ابتدا فصد باسليق كنند و خون به دفعات گيرند و علاج نزله حاد مع رعايت سرفه نمايند و به زودى تدارك كنند و الا منجر به سل گشته هلاك مىسازد . ورم ريه‌ى اطفال كه به اصطلاح اهل هند و به نامند و عارضه‌ى پسلى و خلل به اول نيز گويند . و صاحب تكمله هندى نوشته كه دبه اطفال عبارت از ضيق آنها است فقط و اين مرض اطفال را ميسر عارض مىگردد و متقدمين به ذكر آن نپرداخته‌اند و اكثر از ماده‌ى بلغم حادث شود و از تپ نرم خالى نباشد و گاهى از ماده‌ى گرم افتد با تپ محرقه و تشنگى و خستكى لب و كام باشد . و از اينجاست كه گفته‌اند دبه دو نوع است يكى آنكه ماده‌ى او گرم بود و تپ تيز لازم او است و اين خوف دارد و در اين تا يك هفته ادويه سميه هنديه چون توتياى سبز و حب السلاطين و امثال آن اصلا ندهند و بهترين تدبير آن تليين است بى انتظار نضج دوم آنكه از ماده‌ى بلغمى بود و با اين تپ حاد نباشد و سوء تنفس شديد نبود و اين نسبت به قسم اول خطر كمتر دارد در اين قسم حسب موقع اشياى مذكوره به احتياط كمال دادن جائز است . بالجمله هرگاه اين مرض طفل را عارض شود نفس زود زود زند و هنگام تنفس گوى زير ضلع افتد و يا تپ و سرفه و ضيق نفس باشد علاج در نوع بارد بلغمى از منضيحات و مسهلات و منشفات بلغم علاج بايد كرد و سينه‌ى مريض را از هواى سرد محفوظ بايد داشت و اغذيه‌ى بارد نبايد داد اگر توانند نضج ماده نموده مسهل دهند و الا انتظار نضج نبايد كرد و زود ماده را به مسهل و شياف مناسبه دفع بايد كرد و منضج و مسهل به اين طور دهند كه اصل السوس مقشر نيم كوفته گاو زبان مويز منقى پرسياوشان انجير زرد گل بنفشه خبازى عنب الثعلب به قدر مناسب جوش داده صاف نموده قدرى نبات سفيد داخل كرده بدهند و روز دوم اگر مريض قوى باشد زوفا بيخ سوسن اضافه بايد نمود و روز مسهل سناى مكى مغز فلوس بايد افزود . و اگر حاجت افتد وقت دوم سبوس گندم گل گاو زبان بيخ سوسن در عرق گاو زبان جوش داده صاف نموده شربت بنفشه اضافه كرده بدهند و يا بزر كتان زوفاى خشك مغز چلغوزه انجير خشك جوشانيده صاف نموده رب السوس سائده اضافه نموده بنوشانند و سينه‌ى مريض ز المنشفات مثل آرد نخود خشك ماليدن بسيار مفيد است و اين يعنى مطبوخ مسهل نيز معمول است باديان سه سرخ اصل السوس چهار سرخ مويز منقى يك دانه گل سرخ يك سرخ عنب الثعلب و سرخ صبر زرد يك سرخ سناى يك نيم ماشه چكا و اندوندن دانه يك يك دانه پرسياوشان سه سرخ مغز فلوس شش ماشه جوشانيده به طفل شيرخواره بدهند و گاهى برنگ كابلى به او كهنه نر كچور پوست هليله‌ى زرد حب المحلب عوض سنا و پرسياوشان و چكادانه و دندن دانه مىكنند و يا باديان مويز منقى عنب الثعلب زوفاى خشك چكا دانه دندن تركى صبر زرد پوست هليله‌ى زرد گل سرخ هر واحد نيم ماشه مغز فلوس يك توله جوشانيده بدهند . و اگر قويتر خواهند چوك و تربد بيفزايند و حب الحلب مخرج رطوبات سينه و شش است و بدل چكادانه مىنويسند و آب به طفل و دايه هرگز ندهند به جاى آن عرق باديان يا عرق گاو زبان بدهند و از جوش دادن مغز فلوس قوت اسهال كم مىشود بنا بر آن در اطفال به سبب ضعف آنها در جوش با ادويه داخل كردن معمول است . و اگر خون خرگوش به قدر يك سرخ در عرق گاو زبان حل كرده بخورانند و قدرى از آن خون بر تارك و ناخن‌هاى كودك بمالند در اين باب مجرب است . و ايضا توتياى سبز بريان و سها كه نيم بريان هر دو مساوى در آب يا در شير بز حل نموده به قدر دانه گاورس حب ساخته وقت حاجت يك حب يا دو سه حب در آب يا در شير مادرش دادن هميشه مجرب و معمول است و صبر در آب پياز حل كرده بر پهلو ضماد كنند و ديگر ادويه‌ى مسهله و مخلله منشضه هنديه كه مسطور گردد و آنچه در ام الصبيان و سعال اطفال مذكور شد حسب حاجت استعمال نمايند مگر حتى الامكان ادويه‌ى يابسه مخشنه به كار نبرند . و اگر بلغم در سينه بسيار باشد تخم مين پهل چهار سرخ به آب باريك سائيده نيم‌گرم بنوشانند تا سه روز كه بلغم غليظ را به قى دفع مىكند و مرض را رفع مىسازد . و اگر سبب اين مرض ماده‌ى حار باشد بهترين تدابير آن تطبيق طبيعت است به مطبوخ عناب و عنب الثعلب و گل بنفشه و خطمى و خبازى با مغز خيارشنبر و شيرخشت و روغن بادام و امثال آن بى انتظار نضج و بعد از آن آنچه در معالجه‌ى سرفه حار و ذات الريه مذكور شد حسب حاجت به عمل آرند . و گويند كه رب توت بسيار نافع است و غذا مرضعه و طفل غذا خوار را ماش مقشر و برنج و امثال آن بدهند و اصلاح شير مرضعه در جميع احوال لازم است و استعمال اشياى مطقى خون و قامع صفرا ضرور و كذا تليين طبع به شيافات ملينه . و اگر نزله باشد آب گرم بر سر نطول نمايند تا ماده را از انصباب باز دارد و دوشيدن شير مرضعه بر تارك طفل و چكانيدن آن در گوش و بينى او و خورانيدن ادويه‌ى مبرده مثل شيره‌ى تخم خرفه و هندوانه و خيارين و كدو و خربزه و مانند آن در حالت شدت تپ و منع از تناول اغذيه و ادويه حاره و گذاشتن محجمه نارى